۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰

چیرگی پارت ها و پیدایش الگوهای نوین

سکه شناسی : دودمان های پارس
بخش چهارم: چیرگی پارت ها و پیدایش الگوهای نوین
تتتتتتتتتتتت
سالهای نزدیک به 140 پ.م ارتش پارت ها به پارس رسید و از آن پس فرمانروایان محلی آنجا که پیش از آن به پیروی از برنام مهرداد یکم خود را «شاه» خوانده بودند، دست نشانده اشکانیان شده تا چند سال سکه ای از آنها دیده نشد. شوربختانه آگاهی های ما از رویدادهای آن سال ها بسیار ناچیز است. گمان می رود رفتار و منش پارت ها که جوهر پهلوانی و آزادمنشی داشتند، نسبت به رفتار و کردار مقدونیان و سلوکیان در پارس دوستانه تر بوده آنها نیز آن هنگام که به سازه های کهن هخامنشی در تخت جمشید و پیرامون «استخر» می نگریستند از شکوه و زیبایی آنها در شگفت شده به سازندگان آنها آفرین گفتند. سالها پیش از آن «ارشک» بنیان گزار دودمان اشکانی در برخی از سکه ها نشسته بر تختی چون تخت داریوش بزرگ در تخت جمشید نمایش داده شده او نیز همان کلاه شهربانان هخامنشی را برسر می نهاد. تا چند سال پس از رسیدن پارت ها به پارس شاهان اشکانی در الگوگیری از هخامنشیان برنام «شاه شاهان» را برای خود برگزیدند.
نننننننننن
پیش از رسیدن پارت ها سکه های «داریوش یکم» و «وادفردات دوم» الگوپذیری از سکه های اشکانی را آغاز کرده به ویژه این فرمانروایان نشان «ماه نو» (هلال) را به پیروی از پارت ها بر سکه ها و بر سر و پیشانی خود نمایش دادند. نشانی که سرچشمه پیدایش آن باورهای دیرین به نیروی «گاو نر» و آغاز پیدایش آن نگاه به آسمان، ماه و خورشید بود. ماه نو در کنار «ستاره» بر درفش های ارتش پارت ها نمایش داده می شد. هخامنشیان نیز دست کم آن را بر آرامگاه های شاهان بزرگ در نقش رستم نمایان ساخته در مهرها نیز آن را در کنار ستاره نشان می دادند. ریشه آیین ها و نشان های پارس ها در جنوب و پارت ها در شمال شرق همان باورها و آیین های دیرین ایرانی بود.
نننننننننن
با همه این الگوبرداری های پارس ها، هنوز بر سکه های آنان نیمرخ راست نمایش داده می شد. شگفت آور اینکه بر سکه های خود مهرداد یکم نیز که پس از پیروزی هایش در «هگمتانه»، «سلوکیه» و «شوش» زده شده بودند، برخلاف سکه هایی که او پیشتر در «نیسا»، «ری» یا «هکاتوم پیلس» زده بود، نیمرخ راست دیده می شد. افزون بر این، با آنکه آرایش چهره و جامه وادفردات بر سکه ها با آرایش مهرداد هماهنگ شده بود، هنوز آتشدان پشت سکه ها دارای ویژگی هنری هخامنشی بوده تلاش می شد «دایره بالدار» هخامنشی فراز آن نمایش داده شود.
نننننننننننن
روزگار فرمانروایی «فرهاد دوم» (128-8/139 پ.م) و «اردوان» (3/124-128 پ.م) سالهایی پرآشوب و همراه با یورش سکاها و همچنین سلوکیان به ایران بود و ما شوربختانه به دلیل ناچیز بودن دانسته ها از رویدادهایی که در سرزمین پارس رخ می داد آگاه نیستیم. با این همه گمان می رود که با روی کارآمدن «مهرداد دوم» (87-3/124 پ.م) این سرزمین در آرامش و فرمانبرداری از اشکانیان بود. چرا که مهرداد توانست شاهنشاهی اشکانی را بر سراسر ایران از میان رودان و ارمنستان تا آنسوی سیستان و آمودریا گسترده افزون بر آن سکه های دراخمای فراوانی از این شاه اشکانی در خود پارس یافت شده است.
تتتتتتتت
به احتمال فراوان سکه های پارس ها دوباره از سالهای پایانی مهرداد دوم زده شدند که این شاه با گرفتاری های بسیار به ویژه نیرو گرفتن «تیگران دوم» (55-95 پ.م) در ارمنستان و همچنین پیدایش هماوردی پارتی به نام «گودرز یکم» (80-91 پ.م) روبه رو شد. ما با بررسی واپسین سکه های مهرداد می بینیم که این پادشاه در سال های پایانی فرمانروایی خود از برنام «شاه شاهان» دست کشید و این نشان می دهد که به راستی شاهان دست نشانده اشکانیان تلاش هایی را برای استقلال از آنها آغاز کرده بودند.
عععععععععع
نگاه به سکه هایی که از این پس در پارس زده شدند نشان می دهد که آنها سراسر از سکه های مهرداد دوم و شاهان اشکانی پس از او الگوبرداری شده اما در آنها دگرگونی آشکار نسبت به سکه های فرمانروایان پیشین دیده می شود. برجسته ترین این دگرگونی ها چرخش در نمایش نیمرخ فرمانروایان از راست به چپ به پیروی از سکه های مهرداد دوم و گودرز و نیز پایان نمایش دایره بالدار بر پشت سکه ها بود. افزون بر این سیمای آتشدان پشت سکه ها نیز نسبت به آتشدان های سکه های پیشین دگرگون شده و به جای ساختمان بزرگ روزگار فرترکه ها یا آتشدان های کنگره دار، آتشدانی کوچک نشان داده شده که پایه ها ستونی گرد با سرستون و ته ستون بوده و آتشی برآن افروخته می گشت.
یییییییییییییی
شاید چنین دگرگونی در نمایش آتشدان برای این شگفت آور باشد که می تواند ما را در آگاهی از روند دگرگونی ساختار، سیما و فضای آتشدان ها و نیایش دربرابر آنها رهنمون سازد. زیرا از سیمای آتشدان های نمایش داده شده بر سکه های فرترکه ها و فرمانروایان پیشین می توان دریافت که آنها روباز و دربرابر آسمان بوده و به احتمال بسیار فراوان نمایش دایره بالدار فراز آنها که نمادی برآمده از اندیشه های خورشید بود با روباز بودن این آتشدان ها و اینکه دربرابر آسمان و تابش خورشید فروزان بودند در پیوند بوده باشد. آتشدان های روباز را پیش از این در پیکره های هخامنشی نقش رستم به نیکی می بینیم که فراز آنها دایره بالدار و ماه نمایان بود و دو آتشدانی که ویرانه های آنها در دشت مرغاب و نزدیک آرامگاه کوروش بزرگ دیده می شوند آشکارا روباز بودند. در هنر پیکره نگاری هخامنشی بر سنگ ها، مهرها و یا کاشی ها هرجا که می خواستند کردار، رفتار یا نمایشی را شبیه سازی کنند که زیر آسمان و دربرابر آفتاب انجام می شد، دایره بالدار را به نشان نیروی برآمده از خورشید فراز نگاره ها نمایش می دادند.
یییییییییییی
اما بر سکه های نوین آتشدانی کوچک دیده می شود که از سیمای آنها آشکار است نمی توانست روباز و دربرابر خورشید بوده باشد. ما گمان می کنیم چنین دگرگونی در ساختار آتشدان ها را باید در گسترده شدن به کارگیری سازه های «چهارتاقی» در روزگار پارت ها دانست که پسان تر به نام بزرگترین میراث هنر ساختمان سازی ایرانی، زبانزد جهانیان شد. چنین به نظر می رسد که آتش های نوین در آتشدانی کوچک درست زیر گنبد چهارتاقی ها فروزان شده و چون دیگر آفتاب به آتشدان نمی تابید، این دلیلی شد که دیگر دایره بالدار را فراز این آتشدان ها نمایش ندهند. به باور ما ریشه های ناپدید شدن دایره های بالدار پس از هخامنشیان را باید در دگرگونی جایگاه آتشدان ها و برجستگی آتشی که به نمایندگی از خورشید فضای زیر گنبدها و آسمانه ها را روشن و گرم می ساخت و نیز پیدایش نشان ها و انگاره های گوناگون در روزگار پارت ها، جستجو نمود.
یییییییییییییییی
شگفت آور اینکه با دگرگونی نمایش نیمرخ فرمانروا از راست به چپ، در پشت بسیاری از سکه ها نیز همان فرمانروا به جای چپ در سوی راست آتشدان ایستاده و به چپ می نگرد. همچنین او به جای اینکه چون پیشینیان دستان خود را در برابر آتشدان بالا آورده یا کمانی در دست داشته باشد، در یک دست «برسم» گرفته که زمانی «دیوید سلوود» (David Sellwood) به اشتباه آنرا را شمشیری دانسته بود.
یییییییییییی
نخستین گروه از سکه ها از آن «داریوش دوم» است که کلاهی چون کلاه مهرداد دوم و گودرز برسر داشته و نشان ماه نو بر کناره کلاه نمایان است. ریش او چون ریش آنان آراسته و بلند است. از زیر کلاه زبانه ای دیده می شود که گوش ها را پوشانده اما برخلاف چهره مهرداد و گودرز موهای پشت سر بلند و نمایان است. برگردن او نوارهایی فلزی دیده می شود که نشان از توانمند شدن پارس ها و پیشرفت هنر فلزکاری و آهنگری درمیان آنان بود. شاید پیوندها و دادوستدهای میان پارت ها و پارس ها در این پیشرفت نقشی مهم داشت، چرا که پارت ها نیز صنعت گرانی چیره دست و نامدار در جهان آن روز بودند. این پیشرفت را با نگاه به کلاه فرمانروا و دیده شدن آرایه هایی ریز برآن می توان به نیکی دید.
ییییییییییی
در پشت سکه نوشته ای دیده می شود که چون نوشته سکه های شاهان اشکانی چهارگوش بوده و الگوی نگارشی آن سراسر از الگوی برنام پارت ها پیروی کرده است. این نوشته چنین خوانش می شود:
ییییی
d΄ryw MLK΄ BRH wtprdt MLK΄
ییییییییییی
داریوش پادشاه پسر وادفردات پادشاه
یییییییییییی
گرچه پیشینه الگوی چنین نگارشی به روزگار هخامنشی می رسید، اما به کارگیری این الگو به دست پارت ها بسیار گسترده شده بود. این الگوی نوشتاری را بر سفال نوشته های به دست آمده از شهر نیسا فراوان می یابیم:
یییییییییی
No. 1760,306: ΄ršk MLK΄ BRY ZY pryptk BRY ΄HY BRY ZY ΄ršk
یییییییییییی
ارشک پادشاه، نوه فریاپت پسر برادر زاده ارشک
یییییییییی
شگفت انگیز اینکه بر سکه پارسی نه واژه آرامی BRY یا هزراوش BRI که واژه BRH نوشته شده که نمی دانیم آیا این واژه اشتباه نگارشی از همان واژه آرامی است یا نه.
ییییییییییییی
سکه هایی از داریوش دوم
ییییییییییی

ییییییییییی


یییییییییییی
آنچه که درباره این سکه پارسی پارسی باید گفت این است که داریوش خود را پسر وادفردات خوانده که به احتمال فراوان همان وادفردات دوم است که در بخش پیشین درباره او سخن گفتیم. با این همه در آن بخش اشاره نمودیم که سیمای سکه های وادفردات دوم چنین می نمایاند او در سالهای پادشاهی مهرداد یکم (8/139-171 پ.م) زیسته باشد که با گمانه زنی ما نزدیک به پنجاه سال پیش از داریوش بوده و چنین پنداشته می شود که دومی در روزگار فرمانروایی پدرش کودکی خردسال بود!

سکه های دیگر از آن whwhstr (*Vahuvaxšir) است که از نوشته و نیز الگوی نگارشی آنها پیداست که او پسر داریوش دوم بود:

whwhstr MLK΄ BRH d΄ryw MLK΄

شگفت آور اینکه آرایش چهره و موهای او سراسر با آرایش چهره «فرهاد سوم» (57-70 پ.م) هماهنگ است. چرا که در اینجا با آرایش تازه ای از گیسوان سر برمی خوریم و بالای پیشانی و به دور سر نواری بسته شده است. آرایشی که نگاه به آن ما را به یاد آرایش گیسوان بلند پیکره های هخامنشی انداخته و نیز در تندیس فلزین پارتی که در موزه ایران باستان نگهداری می شود به خوبی نمایان است. این آرایش مو را از این پس در سراسر سکه های فرمانروایان پارس و همچنین شاهان ساسانی می بینیم.

از بررسی سرچشمه های کلاسیک می توان دریافت که در این روزگار پارت ها در آشفتگی به سر می بردند. زیرا آنها سخت در کشمکش های درونی خو با رقیبانی چون «داریوش مادی» (70 پ.م) و «مهرداد سوم» (54-57 پ.م) بر سر به دست آوردن پادشاهی و یا فرمانروایی بر میان رودان و ماد بوده افزون بر این در این سالها بود که رومیان در پیشروی های خود به سوی شرق، برای نخستین بار به پارت ها برخوردند. پس بی دلیل نیست اگر گمان کنیم فرمانروایی و چیرگی اشکانیان بر پارس بسیار کمرنگ شده بود.
ییییییییییی
سکه هایی از وهووخشیر
ییییییییییییییییی



یییییییی
ماجرا هرچه بوده باشد سکه های دیگر پارس را فرمانروایی دیگر به نام (΄rthstr) یا «اردشیر دوم» زد که او نیز بر سکه هایش خود را فرزند «داریوش پادشاه» خواند و می توانیم گمان بریم او برادر وهووخشیر و فرزند همان داریوش دوم بود. از همین نام اردشیر پیداست که پارس ها بلندپروازی های خود را برای زنده نمودن شکوه هخامنشیان فراموش نکرده و این بلندپروازی را آشکارا می توان از سیمای سکه های این فرمانروا دید، چرا که دگرگونی هایی را می توان در این سکه ها یافت.

از آرایش جامه اردشیر بر سکه ها می توان دریافت که پارس ها توانمند و نیرومندتر از گذشته شده بودند. برای نخستین بار پس از خاموشی هخامنشیان فرمانروای پارسی افزون بر اینکه خود را «شاه» خوانده بود، تاجی کنگره دار نیز برسر می گذاشت که سراسر الگو گرفته از تاج کنگره دار شاهان بزرگ هخامنشی بود.

از سیمای سکه ها پیداست که این تاج نوین چهار کنگره بزرگ داشت که به احتمال بسیار فراوان، در این روزگار طرح تاج هخامنشی با طرح آتشدان های پیشین – که آنها هم چهار کنگره داشتند – همسان شده و الگوی نوین پدیدار شده بود. چنین به نظر می رسد که پارس ها تلاش نمودند اندیشه های «خورنه» (xvarəna) و «چهر» (čtry) را در سیمای فرمانروا نمایش داده پیکره ای که روزگاری در میان دایره های بالدار نمایان بود در چهره خود فرمانروا که آن تاج را داشت، نمایش داده آرام آرام الگوی «چهره از یزدان دارد» (MNW ctry MN yzd΄n) را برای شاهان ساسانی آماده سازند. این تاج که نشانگر تلاش فرمانروایان آن سرزمین بر پیوستگی خود با شاهان هخامنشی بود، پسان تر بسته به نیرومندی پارس ها به دست برخی از فرمانروایان به کار گرفته شده تا سرانجام به الگوی همیشگی تاج شاهان ساسانی تبدیل گشت. شگفت آور اینکه الگوی این تاج کنگره دار پسان تر از ساسانیان به امپراتوران روم و بیزانس و سپس از آنجا به دربار شاهان اروپا در سده های میانی رسید.

سکه هایی از اردشیر دوم


یییییییییییی
برخی از سکه های اردشیر و همچنین وهووخشیر دارای نشانه هایی در کنار چهره فرمانروا هستند که هنوز نمی دانیم معنی آنها چیست. همچنین نقش برخی از سکه های اردشیر بر مهره ها هم زده شده است که آشکارا نشانی است از گستردگی و نیرومند شدن پارس ها. با این همه هنوز اردشیر چون شاهان اشکانی نواری بر سرش می بست که دنباله های آن از پشت سر و گردنش نمایان بود.

آشفتگی و کشمکش میان بزرگان پارت و پیدایش فرمانروایی هایی مستقل در «الوماییس» (Elymais) و «خاراسن» (Characene) همچنین نیرومندتر شدن خاندان هایی چون «سورن» (*surēn) در سیستان و آغاز نبردهای پرفراز و نشیب ایرانیان و رومیان همگی پارس را حیاط خلوتی برای فرمانروایانی نموده بود که هیچگاه شکوه هخامنشیان را فراموش نکرده بودند.

یییییییییی